تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    24ام مرداد ماه بود علیرغم دندان درد بدی که داشتم(با مسکن آروم می شد) تصمیم گرفتیم با مادر و خواهرم راهی جاده بشیم، دست آقای نوید درد نکنه، طوری دستی به سرو روی ماشین کشیده بود که با خیال راحت عازم سفر شدیم. از مسیر هشترود و بستان آباد رسیدیم به اردبیل، از اونجا هم رسیدیم به آستارا، صبح حرکت کردیم،ظهر آستارا بودیم، خدایی گرم بود و شرجی، ورودی دادیم و رفتیم پلاژ، تنی به آب زدیم، خواستیم دوش بگیریم گفتن باید پول بدی، داد و بیداد که ورودی دادیم و اینا، قبول نکردن، ما هم اومدیم بیرون، ماشین رو سپردیم اونجا به نگهبان، رفتیم بازارش، کمی گشتیم، اکثرا حراج زده بودن، جالب بود، دوری زدیم و برگشتیم که ماشینو برداریم دیدیم نگهبانه نیست، خوبه بهش سفارش کرده بودیم هااااا، خلاصه از پلاژ و پارکینگ زدیم بیرون، رفتیم که وسایل شام بگیریم، هر موادی 500 روش کشیده بود، مسافر هم جونش درآد بگیره خوب، ساعت 10 اینا که شد تو خیابون صدایی نموند که نیاد، این بنی بشر چه صداها که نمی تونه دربیاره، چون می خواستیم طوری بریم که میلاد امام رضا، مشهد باشیم، دو شب تو آستارا موندیم


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : رفتیم ,ورودی دادیم ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 3 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر